۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه

آیین شب یلدا در شهرستان ِمسجد سلیمان


در منطقه عشایری آب چندار(شهرستان مسجد سلیمان)،در شب اول زمستان  هنگام آماده سازی خمیر برای تهیه نان ِ گِردِه(نوعی نان سنتی)،مهره ای در آن انداخته و بعد از پخت نان،آن را به تعداد افراد خانواده تقسیم نموده و مهره سهم هر کس شود شا نس آن مال از آن او می باشد.در برخی مناطق دیگر مانند روستای بازار تمبی،رسم بر این است که مردم در خانه فامیل دور یکدیگر جمع گردیده  و خوراک هایی  از قبیل هندوانه،آجیل،سیب،گندم برشته و کل خونگ میل کرده و به شاهنامه خوانی می پردازند و همچنین در این مجالس فال نخود یا فال حافظ می گیرند.
در برخی مناطق دیگر مانند روستای عنبل بوستان،در شب یلدا در خانه بزرگ فامیل از قبیل پدر بزرگ یا مادر بزرگ جمع شده،و یک سینی که در آن یک عدد چراغ گرد سوز و خوراک هایی مانند انار،هندوانه،سیب،پست و بادام قرار دارد  در وسط اتاق پذیرایی گذاشته؛ بزرگِ فامیل، برای سایرین، قصه  و حکایت قدیمی تعریف می نماید.اهالی به این شب  شب ِ چله می گویند.در شبِ یلدا خوردن برگه هلو و زرد آلو نیز در مناطقی مانند بی بیان،کلگه و نفتون رواج دارد.
در محله دره خرسون  شهر مسجد سلیمان،نان و پیاز خرد کرده و خمیر ُشلی تهیه کرده و آن خمیر را به ران گوسفند می زنند و اقوام دور یکدیگر جمع شده و تا پا سی از شب بیدار مانده و فال نخود به این نیت که سال پر بارش است یه نه می گیرند.
در منطقه عشایری چشمه چلوار در این شب برای ِ عروس طلا،پارچه،گز و قند به عنوان هدیه می برند و اگر عروس برادر داشته باشد به آنهاپیراهن مردانه هدیه می دهند.
در بین اهالی روستای عنبل بوستانی مرسوم است که در زمستان هدایایی از قبیل انگشتر طلا و یا گوشواره طلا توسط داماد برای عروس برده می شود.
در محله کلگه شهرستان مسجد سلیمان مرسوم است که اگر کسی، از طایفه ای غریب ،همسر اختیار نماید، باید در شب اول زمستان یا شب یلدا، هدایایی از قبیل پارچه ،طلا و شیرینی برایِ او  بفرستد .
منبع:پژوهش  مردم نگاری  شهرستان مسجدسلیمان - پژوهشکده مردم شناسی سازمان میراث فرهنگی کشور  
ایگاه اینترنتی ِ میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خوزستان

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۹, پنجشنبه

تخریب بافت تاریخی شیراز آغاز شد!

بخشی از بافت تاریخی شیراز در محدوه مسجد شهدا تا خانه منطقی‌نژاد شیراز، امروز 28 اردیبهشت ماه همزمان با «روز جهانی میراث فرهنگی» با وجود مخالفت‌های سازمان میراث فرهنگی استان فارس توسط مسئولان شهری تخریب ‌شد.

 به گزارش خبرگزاری مهر، از چندی پیش فعالان و دوستداران میراث فرهنگی و معماری در استان فارس اعلام کرده بودند که مسئولان شهری شیراز قصد دارند تا محدوده بسیار وسیعی از بافت تاریخی شیراز را به بهانه رفع معضلات اجتماعی شهر، تخریب کرده و به جای آن خانه های نوساز و واحدهای تجاری بسازند. همانطور که پیش‌تر از آن محدوده هشت هکتاری که جزیی از بافت تاریخی شیراز و دارای بناهای تاریخی بود در «طرح بین‌الحرمین» به بهانه ایجاد فضای تجاری تخریب شد. درحالی همزمان با روز جهانی میراث فرهنگی مسئولان شهری طرح نوسازی بافت قدیمی شهر را آغاز نمودند که گفته می‌شود در کمیسیون ماده 5 شهرداری، هنوز مسئولان میراث فرهنگی موافقت خود را با تخریب این محدوده از بافت تاریخی اعلام نکرده‌اند.
               

بعد از شکست دادن امپراتوری روم ٕ شاهپور یکم در میان شاخ و برگ درختان گرفتار شد!!!

نقش برجسته‌هاي ساساني تنگه چوگان در نزديكي شهر كازرون در سال 1310 با قدمت ساساني و به شماره 24 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است. بسياري اين شش نقش برجسته را همپاي نقش‌هاي ساساني در بيستون جزو زيباترين آثار تاريخي حكاكي شده بر سنگ در ايران مي‌دانند، اما عدم محافظت و نگهداري حداقلي از اين آثار موجب رشد انواع گياهان اعم از سبزه و درخت و گلسنگ روي آنها شده، آسيبي كه به مرور زمان موجب تخريب و آسيب جدي به اين آثار ملي را فراهم كرده است.


تنگه چوگان و شهر باستاني بيشاپور در 110 كيلومتري جنوب شيراز و به فاصله 23 كيلومتر از شهر كازرون در كنار رود شاپور واقع است. بيشاپور شهري است بازمانده عهد ساسانيان كه به دستور شاپور اول پادشاه ساساني پس از پيروزي بر والرين امپراتور روم ساخته شده است‌، شمالي‌ترين قسمت شهر بيشاپور به كوهپايه و تنگه‌اي دايره شكل متصل مي‌شود كه نام «چوگان» را بر خود دارد. تنگه چوگان علاوه بر اين نقش برجسته‌ها آثار تاريخي پر اهميت ديگري را نيز در دل خود جاي داده كه از آن جمله مي‌توان به مجسمه شاپور (بزرگ‌ترين مجسمه پادشاهان دوران تاريخي ايران)، دژ نظامي شهر تاريخي بيشاپور (به نام قلعه دختر)، چند غار پيش از تاريخ و... اشاره كرد. نقش برجسته‌هاي تنگه چوگان در برگيرنده جنگ‌ها، پيروزي‌ها و تاج ستاني‌هاي پادشاهان ساساني به‌خصوص شاپور اول است. از مجموع شش نقش برجسته موجود دو نقش در سمت راست و چهار نقش در سمت چپ تنگه واقع شده‌اند. سه تا از نقش‌ها در برگيرنده پيروزي شاپور اول بر امپراتوران رومي و سه‌تا نقش ديگر به ترتيب پيروزي بهرام دوم بر ياغيان، تاج‌ستاني بهرام اول از اهورامزدا و پيروزي شاپور دوم (و يا بهرام دوم) بر دشمنان است. با اين همه اما عدم محافظت و نگهداري اصولي از اين نقش برجسته‌هاي بي‌نظير آنها را در معرض نابودي قرار داده است. يكي از عمده‌ترين دلايل اين آسيب‌ها كه اين نقوش را تهديد مي‌كند رطوبت موجود در صخره‌هاي محل حكاكي آنهاست. اين رطوبت منجر به آن شده كه در گوشه گوشه اين آثار گياهان مختلفي اعم از درخت و سبزه و گلسنگ مجال رشد پيدا كرده و در گذر زمان به آثار آسيب برسانند. همان‌گونه كه عكس‌هاي اين گزارش نيز نشان مي‌دهد رشد آرام و بدون مانع گياهان بر اين نقش برجسته‌ها آنها را در معرض آسيب‌هاي جدي و غيرقابل جبران قرار دهد.

پايگاه بيشاپور تعطيل است

وظيفه محافظت از اين نقش برجسته‌ها برعهده پايگاه تاريخي بيشاپور است كه هم‌اكنون رياست آن بر عهده مصيب اميري است، اما آنگونه كه از رنگ و ظاهر اين نقش برجسته‌ها ديده مي‌شود معلوم است كه حتي محافظت و مراقبتي حداقلي هم از اين آثار انجام نمي‌شود. مجدالدين رحيمي، كارشناس ارشد مرمت و احياي بناها و بافت‌هاي تاريخي است كه از سال 80 تاكنون روي آثار تاريخي سنگي و صخره‌اي فعاليت مي‌كند. رحيمي در پرونده خود پروژه آسيب شناسي تخصصي نقش برجسته‌هاي تنگه چوگان را نيز دارد، طرحي كه در سال 84 با همكاري كميته ريزنگارها و نقش برجسته‌هاي ايران (وابسته به سازمان ميراث فرهنگي كه هم اكنون منحل شده است) در استان فارس تدوين شناسنامه فني آثار را بر عهده داشت. اين كارشناس مرمت در رابطه با بحراني كه هم‌اكنون نقوش برجسته تنگه چوگان را تهديد مي‌كند به شرق مي‌گويد: «متاسفانه پايگاه ميراث فرهنگي شهر تاريخي بيشاپور كه وظيفه محافظت از اين آثار را بر عهده دارد گويا تعطيل است و هيچ كاري نمي‌كند، در صورتي كه هركدام از اين نقش برجسته‌ها بيلبوردهايي منحصر به فرد از تاريخ اين مرز و بوم است كه تراوش‌هاي آب پشت صخره‌اي آنها را رو به نابودي برده است.» رحيمي مي‌افزايد: «بايد يك گروه تخصصي و با تجربه در قالب قراردادي مستقل تحت عنوان آسيب شناسي تخصصي همراه با اسكن ليزر از همه اين آثار برداشته شود تا وضعيت موجود آنها به ثبت ديجيتال برسد و پس از آن كارشناسان متخصص نيز كار آسيب شناسي آن را بر عهده بگيرند. از سوي ديگر مشكل تنگه چوگان اين است كه آب‌ها از رگه‌هاي درون صخره‌اي پشت نقوش برجسته عبور مي‌كنند و بايد منبع تامين اين رطوبت شناسايي شده و سپس مسير آن ايزوله شود.» رحيمي در ادامه با تاكيد بر لزوم قطع كامل منابع رطوبتي پشت اين آثار مي‌گويد: «بايد يك كارگروه زمين‌شناسي و حرفه‌اي اين كار را انجام دهد و در صورتي كه اين اقدام‌ها امكان پذير نبود، دست‌كم جلوي تاثيرات مخرب آن گرفته شود تا بيش از اين به اين آثار آسيب وارد نشود.» بدون ترديد براي اطلاع از چگونگي رشد گياهان بر آثار سنگي و ميزان خطر و آسيبي كه گياهان و گلسنگ‌ها براي آثار سنگي و تاريخي دارند بايد به سراغ كارشناساني رفت كه در اين زمينه كار كرده‌اند. پريسا محمدي، دكتراي ميكروبيولوژي و عضو هيات علمي دانشگاه الزهرا است كه تاكنون مطالعات و تحقيقات فراواني در رابطه با آثار سنگي تاريخي انجام داده است. محمدي در رابطه با رشد گياهان روي نقش برجسته‌هاي ساساني تنگه چوگان به شرق مي‌گويد: «رشد گياه و درخت روي سنگ، موجب خردشدن و تخريب آن خواهد شد. ريشه‌هاي گياهان علاوه بر رشد و نفوذ به عمق سنگ به دليل انقباض و انبساط طي دوره‌هاي گرمايش و سرمايش فصول مختلف و نيز شبانه روز سنگ‌ها را شكافته و تخريب مي‌كنند.» وي همچنين در رابطه با آثار تاريخي سنگي و شيوه‌هاي نگهداري از آنها در مقابل تخريب‌هايي از اين دست مي‌افزايد: «بحث نگهداري از آثار تاريخي كاري حرفه‌اي و تخصصي است و براي حفظ چنين آثاري كه شناسنامه فرهنگ و تاريخ يك كشور محسوب مي‌شود به تيم‌هاي كاري شامل تخصص‌هاي مختلف اعم از ميكروبيولوژيست، گلسنگ شناس، زمين شناس، متخصصان علوم جانوري و گياهي و... نياز است. با مطالعه آسيب شناسي اثر و با استفاده از متد‌هاي فيزيكوشيميايي و بيولوژيكي مي‌توان رشد اين گياهان را متوقف كرد. به دليل اينكه چنين آثاري در معرض عوامل محيطي و جوي قرار دارد مراقبت و كنترل دايمي اين آثار ضروري به‌نظر مي‌رسد هر چند كه ريشه‌كن‌كردن چنين آسيب‌هايي به صورت كامل امكان‌پذير نيست. بنابر اين فقط مي‌توان اثرات مخرب عوامل محيطي و بيولوژيك را تا حد زيادي كنترل و كند كرد.» وي افزود: «در سازمان ميراث فرهنگي باوجود حضور افراد دلسوز بايد گفت كه افراد كارشناس و متخصص كمي در اين زمينه وجود دارد. مساله ريشه كن كردن گياهان و گلسنگ‌ها از روي آثار تاريخي كاري نيست كه به دست كارگران غيرحرفه‌اي سپرده شود.»

محافظت و پاكسازي چند روز ديگر شروع مي‌شود

با وجود اين اظهارنظرهاي كارشناسان، محمدرضا برزگر، رييس سازمان ميراث فرهنگي استان فارس با اشاره به اقداماتي كه اداره ميراث فرهنگي شهرستان كازرون براي محافظت از اين آثار انجام داده است در اين رابطه در گفت‌وگويي با شرق ودرمورد چرايي عدم محافظت از آثار تنگه چوگان مي‌گويد: «وقتي بارندگي در اين منطقه زياد مي‌شود از درون برخي از اين نقوش آب به بيرون درز مي‌كند كه همين مساله باعث رشد گياهان روي آنها مي‌شود، با اين حال ما هر ساله برنامه‌هايي براي محافظت از اين آثار را در دستور كار خود داريم و گياهان رشد كرده را پاكسازي مي‌كنيم. امسال هم برنامه خود را تا چند روز ديگر با نصب داربست‌هايي آغاز خواهيم كرد. با اين همه من معتقد هستم اين مساله طبيعي است و نمي‌توان براي حل كامل آن كاري انجام داد چون يك چشمه آب، پشت اين صخره‌هاست و به بيرون نشت مي‌كند.»

۱۳۸۹ اسفند ۱۳, جمعه

رونق بازار باستان بافی و پدرتراشی برای باستان شناسی ایران

وقتی چند سال پیش (1385) دکتر عباس علیزاده در برابر اظهارات دکتر یوسف مجیدزاده در مورد محوطه باستانی کُنار صندل و تمدن هلیل رود، مقاله « جیرفت: باستانشناسی یا باستان بافی » را منتشر کرد، کسی نمیدانست که باستان بافی در سالهای آینده جایگاه خیلی مهمی خواهد یافت و عده ای به اصطلاح باستان شناس با اظهاراتی نابخردانه باستان بافی را در لوای باستانشناسی به خورد عوام دهند. البته این گونه اظهار نظرها برای اهل این فن جایگاهی نخواهد داشت و تنها ذهن بیمار دستۀ کوچکی از عوام را نشانه میرود. البته باستان بافی از تاریخچه ای به درازای تاریخ مکتوب برخوردار است و این به معنی آن است که وقتی انسان امروزی برای برخی پرسشهایش پاسخی نمی یافت تلاش میکرد تا به هر عنوان که شد جوابی برای سوال خود بیابد و حتی اگر امکان دارد با سفسطه حرف خود را به کرسی نشانده و بر جهل و نادانی خود درپوشی قرار دهد.

نخستین افرادی که در محوطه های باستانی به کاوش پرداختند و موزه های کشور خود را در اروپای غربی از اشیا باستانی خاورمیانه مملو کردند، باستانشناس نبودند؛ ولی به دلیل کشفیات اولیه خود و شناسایی تمدنهای باستانی در خاورمیانه و خاورنزدیک در دوره ای که دورۀ طفولیت دانش باستانشناسی شهرت داشته است، باستانشناسان بزرگی شدند و نامشان در تاریخ این دانش برای همیشه جاودانه شد. این حس بزرگی خواهی به اشتباه برجسته بودن در عرصه این دانش سبب شده است تا عده ای در کشفیات باستانشناسی خود از واژه های نخستین و قدیمیترین و از این دست لغات بهره جویند شاید که پژوهش خود را برجسته وانمود کنند. این دسته به اصطلاح باستانشناس غافل از این مهم هستند که هر پژوهشی در بقایای گذشتگان حقایقی نو و تازه را از زندگی نیاکانمان به ما وانمود میکند و سبب این میشود تا دانش باستانشناسی روزبه¬ روز پربارتر شود. عده ای هم درپی عنوان تراشی برای خود هستند. برای مثال عنوان پدرباستانشناسی (!) نیز از دیگر القابی است که هرچندگاهی قرعه آن در میان پیشکسوتان عرصه پژوهشهای باستانشناسی ایران به نام کسی می افتد. افراد پیشکسوت خود از احترام زیادی در میان نسلهای جوان برخوردار هستند و سن و سال و تجربه این عزیزان پیشکسوت نباید آنها را به این القاب بی اهمیت دل خوش کند و رفتار حاکی از فروتنی آنها درسی بزرگ برای باستانشناسان جوان باشد. این مقدمه را نگاشتم و برای شاهد این موارد به این مطلب از علی اکبر سرفراز بنگرید.
عینک هزاره چهارم و سوم قبل از میلاد / قسمت اول

از آنجایی که عینک مربوط به هزاره چهارم و سوم قبل از میلاد با توجه به این نکات فنی توانسته کارآیی داشته باشد، می توان به این وسیله نام عینک نهاد. اما هنوز قسمت دوم این تعریف بی پاسخ میماند که...

مبدا تاریخ عینک ایران

عینک نام وسیله ای است که در مقابل چشم ها برای حفاظت، کمک به بهبود دید و یا رفع نقایص در این قسمت از صورت کاربرد دارد. از آنجایی که عینک مربوط به هزاره چهارم و سوم قبل از میلاد با توجه به این نکات فنی توانسته کارآیی داشته باشد، می توان به این وسیله نام عینک نهاد. اما هنوز قسمت دوم این تعریف بی پاسخ میماند که از چه واژه ای برای نامیدن این وسیله در آن دوران استفاده می شده است. در اینجا به همین بسنده می کنیم که واژه عینک کاربرد داشته است و در فرصت هایی راجع به آن صحبت خواهد شد. اما آنچه برای نتیجه گیری اهمیت دارد همین بس که با این عینک می توان مبدا تاریخ عینک ایران را تعیین و با زبان تاریخ آن را اعلام نمود.

ضمن اعلام مبدا تاریخ عینک ایران که هزاره چهارم و سوم قبل از میلاد می باشد و یانیک تپه آذربایجان را هم محل ساخته شدن عینک ایران می دانیم. انسان پس از هبوط بر روی زمین خاکی با نور خورشید، روشنای یروز، تاریکی شب، توانایی دیدن و مشکلاتی که برای دیدن با آن مواجه بود آشنا شد. برای رفع این مشکلات انسان آن روزگار می بایست کاری انجام می داد. دست به ابداعاتی زد که منجر به ایجاد علوم اپتومتری-چشم پزشکی و عینک سازی گردید. اسناد تاریخی توانایی بشر را در استفاده از عینک برای رفع مشکلات بینایی از قرن سیزدهم را نشان می دهد.
اما در سال 1341 اتفاق مهمی رخ داد و پدر پیر باستان شناسی ایران آقای علی اکبر سرفراز، در یکی از حفاری های خود در یانیک تپه آذربایجان (هزاره چهارم و سوم قبل از میلاد) موفق به کشف عینکی بر روی چهره جسد دختری می گردد که برای اپتومتری ایران، تاریخی نو را می سازد و آن را سرفراز دیگر اپتومتری های جهان قرار می دهد.

نظر آنلاین به نقل از مجله کاوشگر، سال دهم، شماره سی و سه، بهار 87

۱۳۸۹ دی ۲۹, چهارشنبه

ششمین شماره دورهٔ جدید دوفصلنامه «باستان‌پژوهی» منتشر شد

ششمین شماره نشریه «باستان‌پژوهی» که به زمینه‌های ایران‌شناسی، میراث فرهنگی، باستان‌شناسی، تاریخ و تاریخ هنر و موزه‌داری می‌پردازد، منتشر ‌شد.



مطالب آغازین این شماره – همچون شماره‌های پیشین - هشدارهایی نسبت به وضعیت بحرانی میراث فرهنگی در ایران است. بخش مهمی از این شماره به ویژه‌نامه‌ای با عنوان «باستان‌شناسی دین مهر» اختصاص دارد که در خلال آن به مطالعات باستان‌شناسی انجام‌شده در این باره پرداخته و مقالات و پژوهش‌هایی دربارهٔ این موضوع انتشار یافته است. دین مهر از جمله ادیان کهن و مردهٔ جهان است. این دین یکی از دین‌های رایج در جهان هندوایرانی بوده که از حدود سدهٔ یکم میلادی به اروپا رفت و در گسترهٔ امپراتوری روم نزدیک به 4 سده رواج عام یافت. در این پرونده‌ی ویژه، علاوه بر مقالات تألیفی، مقالاتی از دیوید بیوار و فرانتس گرنه نیز ترجمه شده و انتشار یافته است. طبق آنچه در مقدمهٔ این پرونده ذکر شده، بخش دوم آن در شماره‌های آینده مجله منتشر می‌گردد.

در این شماره همچنین مقالاتی در بزرگداشت یاد و خاطره مسعود آذرنوش (رییس اسبق پژوهشکدهٔ باستان‌شناسی کشور که در پاییز 1387 درگذشت) و سیدمحمدتقی مصطفوی (رییس اداره کل باستان‌شناسی ایران و انجمن آثار و مفاخر ملّی) منتشر شده است.

از دیگر مطالب این شماره، مقاله‌ای است به قلم دکتر سیدمنصور سیدسجادی است که به معرفی یک صفحهٔ بازی فکری (مشابه شطرنج و نرد) پرداخته که از کاوش‌های شهر سوخته به دست آمده است. این صفحهٔ بازی، قابل مقایسه با نمونه‌های به دست آمده از مصر، میانرودان و جیرفت است و قدمت آن به دورهٔ سوم استقرار در شهر سوخته (یعنی حدود 2500 تا 2300 پیش از میلاد) تاریخگذاری شده است. «شهر سوخته» یکی از مجموعه‌های باستانی‌ای است که در منظومهٔ فرهنگی-تمدنی هیرمند در ایران شرقی کشف و کاوش شده است.

در بخش «موزه و موزه‌داری» این شماره پرونده‌ای با عنوان «موزهٔ ملّی؛ نهاد یکصدساله» منتشر شده و علاوه بر مرور کوتاهی بر کارنامهٔ مدیران موزهٔ ملّی ایران، به بازتاب‌های رسانه‌ای تغییرات جدید مدیریتی در این موزه پرداخته شده است.

در این شماره همچنین مقاله‌ای به زبان انگلیسی به قلم پروفسور مایکل رف دربارهٔ «نویافته های باستان شناسی دورهٔ ماد در خارج از مرزهای کنونی ایران» منتشر شده است.

«باستان پژوهی»، با مدیر مسؤولی و سردبیری شهرام زارع انتشار می‌یابد. این نشریه هر شش‌ماه یکبار و به صورت فارسی-انگلیسی منتشر می‌شود. این مجله، از معدود نشریات حوزهٔ میراث فرهنگی و باستان‌شناسی است که علاوه بر متخصصان، مورد توجه غیر متخصصان و عموم دوستداران میراث فرهنگی قرار دارد. مطالب شمارهٔ اخیر این نشریه به شرح زیر است:



رویدادهای میراث فرهنگی و گردشگری

یاد

به یاد آذرنوش: باستان شناسی که میشناختمش / علیرضا افشاری

به یاد مصطفوی / محمود موسوی، شهرام زارع

نگاه

آثار و گفتاری از حمکت اله ملاصالحی، عباس علیزاده و مارتا جوکوفسکی (ترجمهٔ سپیده مازیار)

پرونده ویژه: باستان شناسی دین مهر

ردپای ایزد مِهر در باورهای دینی عصر آهن در جنوب دریای کَسپی (مازندران): بررسی جلوه های آیینی شمایل نگاری مارلیک / علی اکبر وحدتی

مهرپرستی: دین مادهای قدیم / دیوید بیوار، ترجمهٔ علی اکبر وحدتی

ردی از میترا در پارس هخامنشی: بررسی نقشمایهٔ گاو بر تکه سفالی از تخت جمشید/ محمدتقی عطایی

کاوشهای باستانشناسی در مهرکدهٔ محمدآباد (دشتستان، برازجان) / احسان (اسماعیل) یغمایی

چو خورشید زد پنجه بر پشت گاو: آیا شاهین نماد جانورنمای ایزد مهر است؟ / شهرام زارع

نگاهی به آثار و شواهد آیین مهر در لرستان /عطا حسن پور

بامیان و مهریَشت / فرانتس گرونه، ترجمهٔ مریم دارا

آسمان سنگی / آزاده فدایی تهرانی

باستان شناسی، تاریخ و تاریخ هنر

یک بازی فکری از شهر سوخته [سیستان] / سیدمنصور سیدسجادی

موزه و موزه داری

موزهٔ ملی نهاد یکصد ساله؛ پرونده ای درباره موزهٔ ملّی ایران

گزارش

نویافته های باستان شناسی دورهٔ ماد در خارج از مرزهای کنونی ایران / سدهای هخامنشی شمال پاسارگاد / گورِ سردابه ای چرام؛ کهگیلویه / تنگ سَروک: یادداشتی دربارهٔ پژوهش های تازه و معرفی نگاره ای نویافته

مقالات غیرفارسی

Medes beyond the borders of modern Iran / Michael Roaf



نشست باستان‌شناسی دین مهر و رونمایی از شمارهٔ جدید مجلهٔ باستان‌پژوهی


شمارهٔ جدید مجلهٔ باستان پژوهی اقدام به انتشار پروندهٔ ویژه‌ای دربارهٔ موضوع «باستان‌شناسی آیین مهر» نموده و در خلال آن به مطالعات باستان‌شناسی انجام شده در این باره پرداخته است. دین مهر از جمله ادیان کهن و مردهٔ جهان است. این دین یکی از دین¬های رایج در جهان هندوایرانی بوده که از حدود سدهٔ یکم میلادی به اروپا رفت و در گسترهٔ امپراتوری روم نزدیک به 4 سده رواج عام داشت.


مجلهٔ باستان پژوهی در شماره های پیشین نیز پرونده‌های ویژه‌ای را به مسایل پژوهشی کمتر شناخته‌شده اختصاص داده بود. این نشریه، در شمارهٔ سوم، پروندهٔ ویژه¬ای دربارهٔ «باستان‌شناسی و هنر صخره‌ای» منتشر نمود که به معرفی، توصیف و تحلیل هنر صخره‌ای و سنگ¬نگاره‌ها در برخی از محوطه‌های تاریخی ایران اختصاص داشت. در شمارهٔ پنجم نیز پروندهٔ ویژه‌ای دربارهٔ «سینما و باستان‌شناسی» منتشر کرده بود.

زمان و مکان این نشست به شرح زیر است:



زمان: چهارشنبه 29/10/1389، ساعت 15

مکان: فرهنگسرای هنر/ ارسباران (خیابان دکتر شریعتی، بالاتر از پل سیدخندان، خیابان ارسباران/جلفای سابق)



برنامه نشست در پی می‌آید:

کاوش‌های باستان‌شناسی در مهرکدهٔ محمدآباد (دشتستان - برازجان) / احسان یغمایی

مهرپرستی و پرسش‌هایی دربارهٔ باستان شناسی دین / مهرداد ملک‌زاده

ردپای ایزد مِهر در باورهای دینی عصر آهن در جنوب دریای کَسپی / علی اکبر وحدتی

چو خورشید زد پنجه بر پشت گاو...آیا شاهین نماد جانورنمای ایزد مهر است؟ / شهرام زارع



آرامگاه خواجه نظام الملک توسی روی به ویرانی می‌رود

ایران‌نامه- مهدی فقیهی: آرامگاه خواجه نظام‌الملک توسی وزیر دانشمند ایرانی دوره سلجوقی، در محله دارالبطیخ اصفهان به خاطر بی‌توجهی و عدم مراقبت و نفوذ رطوبت به تدریج در حال تخریب است. خواجه نظام الملک توسی از دانشمندان سده چهارم و پنجم (ه.ق) در دوره سلجوقیان با عنوان «خواجه بزرگ» و «سید الوزرا»، وزارت آلب ارسلان و پسرش ملک‌شاه سلجوقی را بر عهده داشت. وی که مردی دیندار و نیکوسیرت بود در دوران وزارت خود اقدامات ارزشمندی را در بسیاری از شهرها همچون توس،اصفهان، هرات، نیشابور و بغداد انجام داد که تأسیس مدارس نظامیه به عنوان اولین مدارس متمرکز در دوران اسلامی، از آن جمله است. وی همچنین در تکمیل رصدخانه‌ای بزرگ که احداث آن در زمان کاکویه و به‌واسطه پورسینا دانشمند فرزانه آن دوره آغاز گشته بود، کوشید و برای نخستین بار تقویم زیجی را تنظیم نمود. افزون بر این، خواجه نظام‌الملک در ایجاد و حفظ کتابخانه‌های بزرگ ری و اصفهان و ساخت بناهای متعددی همچون کاروان‌سراها، بازارها و اماکن مذهبی که نمونه عالی آن گنبد نظام الملک در مسجد جامع عتیق اصفهان است، اقدامات مؤثری انجام داد.


اما متأسفانه کاردانی و کفایت وی اغلب کارگزاران حکومتی را با او دشمن ساخت چنان که تاج‌الملک یکی دیگر از وزرای سلجوقی با همکاری ترکان خاتون همسر ملک‌شاه سلجوقی در کارشکنی‌های متعدد که از روی حسادت و رقابت صورت می گرفت، گنبد تاج الملک (خاگی) را در ضلع شمالی مسجد جامع عتیق بنا نمود و در ادامه به تدریج با کوشش فراوان با همراهی دیگر کارگزاران بد دل ، خواجه نظام الملک را نزد شاه بدنام نمود تا زمانی که خواجه در سن 77 سالگی به دست یکی از فداییان فرقه اسماعیلیه با ضربه خنجری به قتل رسید.

۱۳۸۹ دی ۱۳, دوشنبه

گفت‌و گوی آفتاب با دکتر حکمت‌الله ملاصالحی؛ باستانشناس و استاد دانشگاه


دست برخی نهادهای رسمی مست از باده قدرت را، از تخريب‌و تاراج مواريث فرهنگی كشور كوتاه كنيد
آن چه در ميراث فرهنگی روی داده از لايحه كاپيتولاسيون هم ويرانگرتر است
پژوهشگران و باستان‌شناسان و همه دلسوزان میراث غنی این مرز و بوم در باره طرح انتقال سازمان ميراث فرهنگي به ديگر شهرها معتقدند در صورت اجرا و عملی شدن این طرح، ما شاهد پیامدهای زیانباری در ارتباط با گنجینه میراث تمدنی خویش خواهیم بود.
آفتاب - سرویس فرهنگ و ادب: اوایل اردیبهشت‌ماه امسال از زبان مسئولان سازمان میراث فرهنگی خبردار شدیم که قرار است سازمان مذکور با همه شعباتش به استان‌های دیگر منتقل شود. در این زمینه از استان‌های قزوین، اصفهان و اراک به عنوان گزینه‌های مناسب این امر نام برده شد. با این حال گرچه مسئولان سازمان این طرح را در جهت بحث تمرکززدایی از ادارات دولتی در تهران و گسیل داشتن سازمان‌های دولتی از سطح شهر تهران به منظور کاستن از شلوغی و آلودگی این کلان شهر دانسته‌اند؛ اما پژوهشگران و باستان‌شناسان و همه دلسوزان میراث غنی این مرز ‌و بوم سخنی دیگر می‌گویند. به نظر آنان در صورت اجرا و عملی شدن این طرح، ما شاهد پیامدهای زیانباری در ارتباط با گنجینه میراث تمدنی خویش خواهیم بود.در همین راستا بود که سراغ دکتر حکمت‌الله ملاصالحی؛ باستانشناس و یکی از دلسوزان و علاقمندان میراث پربار ایرانی رفتیم و با وی درباره پیامدها و نتایج این طرح به گفت و گو نشستیم. دکتر حکمت‌الله ملاصالحی عضو هیأت علمی گروه باستان شناسی دانشگاه تهران، نخستین پژوهشگری است که مباحث عمیق و دشوار مربوط به دانش نوظهور «فلسفه باستان شناسی» را در ایران مطرح کرده‌است.
دکتر ملاصالحی در سال ۱۳۵۳ در رشته باستان شناسی هنر از دانشگاه تهران لیسانس گرفت.  وي  در سال۱۳۵۴، برای ادامه تحصیل به یونان رفت؛ اقامت وی در این کشور بیش از ۱۵ سال به درازا کشید و سرانجام در سال ۱۳۶۴، موفق به اخذ درجه دکتری باستان شناسی و تاریخ با درجه عالی از دانشگاه آتن شد. وی در حال حاضر، ضمن تدریس و تحقیق، مسئولیت سردبیری مجله باستان شناسی و مطالعات میان رشته‌ای را به عهده دارد. 
رزیابی جنابعالی از جایگاه و موقعیت ایران به لحاظ میراث فرهنگی در سطح تاریخ و جامعه جهانی چگونه است؟

"
حسن السئوال نصف العلم" سئوال مناسبی است. به‌ویژه در موقعیت حساسی که جغرافیای باز میهن ما در آن قرار گرفته است. به‌صراحت و بی‌اغراق می‌توان گفت شمارسرزمین‌ها و منطقه‌های تاریخی که به لحاظ حجم، تراکم، تنوع  کثرت، کیفیت، گستردگی و غنای مواریث فرهنگی شانه به‌شانه ایران می‌سایند از شمار انگشتان دودست کمترند. این گستردگی، تنوع و تراکم آثار، مسئولیت ما را هم به عنوان یک ایرانی و هم به عنوان مسلمان در صیانت و پاسداری از مواریث مدنی و معنوی کشورکه متعلق به جامعه وتاریخ جهانی و بشری نیز هست سنگین‌تر می‌کند. این موقعیت ممتازفرهنگی و غنای میراثی که برآن تکیه زده‌ایم و جغرافیای باز و گشوده‌ای که درآن قرار گرفته‌ایم و حضورفعال و تاثیرگذاری که بر صحنه تاریخ منطقه و جهان در گذشته داشته و اینک نیز یک بار دیگر به بازی فراخوانده شده‌ایم اگر بدرستی درک و ارزیابی و فهمیده و تعریف نشود می‌تواند عواقب زیانبار و جبران‌ناپذیری را برای جامعه ما به‌دنبال آورد‌. ایرانی بودن مسئولیت سنگینی است و مدعی اسلام و مسلمانی بودن مسئولیتی سنگین‌تر و دشوارتر. ما اگر یک شهروند استرالیایی و کانادایی و نیوزلندی بودیم و در استرالیا و کانادا و نیوزلند متولد شده و زندگی می‌کردیم و در مزرعه‌های سبز رفاه سرمایه‌داری مدرن می‌خرامیدیم شاید هرگز این چنین فشار خرد کننده و سنگین میراثی را که بر دوش گرفته‌ایم احساس نمی‌کردیم. هرچند که کم نیستند شمار کسانی که درجامعه ما از برگرفتن بارگران
آن‌چه طی ماه‌های اخیر بر سربازان و سنگربانان تاریخ و فرهنگ میراث کشورما گذشته آن‌قدر تلخ و نگران‌کننده و ناگوار و ویرانگر برای کشور است که در شرایط فعلی همه ابعاد و اضلاع آن قابل ارزیابی نیست.
چنین مسئولیتی شانه تهی کرده و فاقد آگاهی و شناخت درست از موقعیت تاریخی و جایگاه معنوی میهن خود بر صحنه تاریخ، فرهنگ و جامعه جهانی هستند و متاسفانه شمارشان در عرصه مدیریت‌های کلان کشور دهه به‌دهه افزون‌تر و افزون‌تر نیز شده است. ایران سر زمین ریشه‌هاست. این کشور در یک دوران نسبتاً درازآهنگ نقش محوری و مادر را بر صحنه تاریخ منطقه برشانه می‌کشیده است. اکنون نیز از جمله جوامع حساس و تاثیرگذار در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اقتصادی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است‌. سنگرهای مدنی ومعنوی ومواریث فرهنگی فوق‌العاده غنی که برآن تکیه زده‌ایم از توانمایه و ظرفیت تاثیرگذاری بسیار قوی برخوردار هستند. سنگرهای فرهنگ و مواریث فرهنگی ازجنس سنگر تیغ و تیر و شمشیر نیستند. سربازان و سنگربانان آن نیز با توشه و تجهیز دیگری مرزها را در نوردیده و سرزمین‌ها را تسخیر کرده‌اند. ردیابی و رصد کردن و ارزیابی درست و معرفت و منظرواقعی از موقعیت تاریخی و منزلت مدنی و معنوی ایران در عرصه تاریخ جهانی هم می‌تواند ملت و کشور ما را درمیدان رویارویی با چالش‌ها و آزمون‌های سنگین تاریخی مصون‌تر و موفق‌تر بدارد هم آن که برانسجام و اتفاق واتحاد و اقتدار ملی و حیات و حضور معنوی ما برصحنه تاریخ و جامعه جهانی تاثیر مثبت بگذارد. با توجه به چنین موقعیت ویژه و ممتاز خصوصا" به لحاظ حجم و تراکم مواریث کشور، ارزیابی‌تان از نحوه صیانت از آثار و ابنیه و یا به‌طور کلی میراث فرهنگی چگونه است؟
رونق بازار کتمان حقیقت، چشم فروبستن از دیدن واقعیت‌ها در فضا و جو اکنون جامعه ما متاسفانه مجال و امکان عرضه کالای مرغوب نقد و گشودن باب گفت‌و گو و بیدارکردن ذهن‌ها و فکرها و خردها و حساس کردن چشم‌ها برروی واقعیت‌ها را نمی‌دهد. در حیات سیاسی قدرت‌ها و زندگی شخصی هریک از ما هیچ شکستی خرد کننده‌تر و خسارت‌بارتر از این نیست که مسیری را چنان کژ انتخاب کرده و راهی را چنان کژ پیموده باشیم که زبان ما از گفتن و گواهی دادن واقعیت‌ها الکن و خاموش و گوش ما از شنیدن سخن راست کر‌ و چشم ما از دیدن واقعیت‌ها نابینا و ناتوان شده باشد. این آیت و هشدار قرآن شریف است به همه انسان‌ها خصوصاً آن‌ها که مسئولیت خطی، دشوار
ساختمان مسعودیه یک اثر تاریخی است در یک میدان تاریخی، به مزایده نهادن و به اجاره سپردن این بنا و یادمان با آن همه سابقه تاریخی و فرهنگی و اهمیت ممتاز آن در فرایند بنیادپذیری نخستین موزه وتشکیلات سازمان در پایتخت هم جفای به تاریخ و فرهنگ کشور است هم آن که شکل دیگری از تجاوز و تاراج میراث یک ملت را به‌طور رسمی و علنی و توهین‌آمیز بیان می‌کند که باید هرچه سریع‌تر متوقف شود.
و سنگین‌تری را برشانه گرفته‌اند."صم بکم عمی فهم لایرجعون"(سوره بقره/18). با نهایت تاسف و تاثر باید اذعان کرد که مدیریت‌های فرهنگی ما به‌ویژه آن‌ها که برکرسی مدیریت کلان سازمان میراث فرهنگی/صنایع دستی و گردشگری کشور تکیه زده‌اند نه تنها در صیانت از مواریث فرهنگی اعم از محوطه‌ها و ابنیه و آثارباستانی و تاریخی میهن ما درست عمل نکرده و موفق نبوده‌اند که به عکس طی دهه‌های اخیر شاهد گسترش و شتاب بی‌سابقه تجاوز و تخریب و تتاول مواریث فرهنگی و خروج و فروش غیرمجاز ناموس میراث مدنی معنوی کشور در بازار مکاره سود و سودا به بیگانگان بودیم! اگر می‌خواستیم فهرستی از محوطه‌های مورد تجاوز قرار گرفته و وسعت بناهای تخریب شده و آثار و میراث به غارت رفته ارایه بدهیم دچارسرگیجه می‌شدیم. گویی این یک قاعده تاریخی است که خیانت‌های کلان تاریخی با نام خدمت و ملبس به لباس خدمت اتفاق افتاده و جامه تحقق برتن پوشیده‌اند! اساسا" عصرما عصرخیانت‌های بزرگ به مواریث مدنی و معنوی بشری به مقیاس جهانی است. آن چه دیگری هوشمندانه و مکارانه دست به ارتکاب آن گشوده است در این جا جهل و بی‌خردی راه را برای ارتکاب آن آسان و هموار‌تر کرده است. و در تاریخ ملت‌ها و دولت‌ها جهل و خیانت همیشه شانه به‌شانه هم ساییده و حرکت کرده‌اند. شنیده‌ایم در ساختار نظام ادارای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور تغییراتی صورت گرفته است. آیا به نظر شما تغییرات صورت گرفته در پیشبرد اهداف سازمان موثر بوده است؟
چه احساسی خواهید داشت اگر صبحی از خواب برخیزید و بشنوید یک فارغ‌التحصیل دوره کاردانی را در رشته طراحی فنی و یا مامایی و پرستاری از یکی از دانشگاه‌های آزاد درجه سه کشور که هیچ معرفت و معلوماتی درباره فقه و فقاهت و هیچ آگاهی و تخصصی درباره علم کلام و اصول و اخلاق و مباحث خارج فقه و حدیث و تفسیر و سیره‌شناسی و اجتهاد و اعتقاد شیعه ندارد بر مسند مدیریت حوزه علمیه قم منصوب کرده و نشانده‌اند؟! چه احساسی خواهید داشت اگر فردای صبح روز دیگر از بستر برخیزید و باخبر شوید مدیر جدید به بهانه کاستن تراکم جمعیت شهرقم تصمیم گرفته‌اند حوزه‌های علمیه و مرجعیت را از قم به جزیره کیش و تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی انتقال داده و آستانه حضرت معصومه (س) را به مزایده بخش خصوصی گذاشته‌اند. و چه احساسی خواهید داشت اگر صبحی از خواب برخیزید و بشنوید دیگر هیچ نسخه‌ای از آثار فردوسی و سنایی و عطار و سعدی و حافظ و سهروردی و مولوی و حکیم صدرای شیرازی و سبزواری دردست نیست! محوطه‌ها و آثار باستانی و ابنیه تاریخی نیز چنین‌اند. برگ برگ تاریخ و شناسنامه هویت ملی و مدنی و معنوی ما و جامعه و جهان بشری هستند و به‌مانند گونه‌های گیاهی و جانوری وقتی از میان می‌روند دیگر جایگزین و جبران‌پذیر نیستند. هر اثر باستانی منبع عظیمی از اطلاعات بی‌بدیل درباره گذشته بشری ماست. این اطلاعات وقتی اصولی گردآوری شده و کنارهم نهاده و چیده شده و پیکربندی می‌شوند و به‌صورت یک ساختار و نظامی از دانایی درباره گذشته در می‌آیند
رونق بازار کتمان حقیقت، چشم فروبستن از دیدن واقعیت‌ها در فضا و جو اکنون جامعه ما متاسفانه مجال و امکان عرضه کالای مرغوب نقد و گشودن باب گفت‌و گو و بیدارکردن ذهن‌ها و فکرها و خردها و حساس کردن چشم‌ها برروی واقعیت‌ها را نمی‌دهد.
نقش بسیار موثری در آگاهی و فهم عمیق و وثیق‌تر ما از انسان بودن خویش و موقعیت تاریخی که در آن قرار گرفته و مسئولیتی که برشانه می‌کشیم می‌توانند داشته باشند‌. تنها برای جماعتی بدوی و مغرور و متعصب و بی‌بهره از اندیشه و آگاهی تاریخی این آثار فاقد ارزش معرفتی هستند و باید در بازار مکاره سود و سودا به دیگری فروخته شوند. انسان‌های تشنه معرفت و حقیقت، هم متواضع‌اند و هم گشاده‌رو، هم جان‌های مهیا و مستعد شنیدن و پذیرفتن سخن حق و نصایح مشفقانه دیگری. هیچ کسی مجاز به تخریب و تحقیر و تحریف و تاراج مواریث فرهنگی نیست. سنگر فرهنگ و میراث ملت‌ها به‌مانند سنگر دیانت و معنویت سنگر بسیار حساس و مهمی ا‌ست. آسیب رساندن به آن و ایجاد تفرقه در آن و بیرون راندن سربازان و سنگربانان آن از خط مقدم مواجه‌ای که در رویارویی با چالش‌های تاریخی در آن قرار گرفته‌اند یک توطئه مرموز و ویرانگر و خسارت‌بار علیه کشور است. نخست آن‌که راه را برای تخریب و تجاوز و تاراج هرچه گسترده‌تر مواریث فرهنگی کشور و فروش ناموس و شرف و عزت و هویت و یوسف میراث ما به غلامی به بیگانگان هموارتر می‌کند. دو دیگر آن که بر وحدت و انسجام و اعتبار و اقتدار ملی و مدنی و معنوی ما اثرات و تبعات نا‌مطلوب و منفی و جبران‌ناپذیر خواهد نهاد. سه دیگر آن‌که در جامعه گرگ‌های معاصر، توانمایه و سنگر دفاعی ما را در برابر مهاجمان به تاریخ و فرهنگ و مدنیت و معنویت میهن ما سخت آسیب‌پذیر و شکننده خواهد کرد. هرنهاد و تشکیلاتی را اعم از اداری و اجرایی و قضایی و جزایی و حقوقی و فرهنگی نمی‌توان از پایتخت‌ها به بیرون راند و به شهرستان‌ها انتقال داد. وزارت امورخارجه، سفارتخانه‌ها، مجالس ملی نهادهایی از این جنس ضرورتا" باید در مرکز و پایتخت اقتدار ملی یک کشور مستقر باشند و بمانند. نهاد‌های میراث فرهنگی کشورها از همین جنس هستند. آن‌چه طی ماه‌های اخیر بر سربازان و سنگربانان تاریخ و فرهنگ میراث کشورما گذشته آن‌قدر تلخ و نگران‌کننده و ناگوار و ویرانگر برای کشور است که در شرایط فعلی همه ابعاد و اضلاع آن قابل ارزیابی نیست. بنده تصور نمی‌کنم حجم وسیع و پرشمار آثاری را که در همین چند دهه اخیر باستان‌شناسان و مهندسان معمار و متخصصان مرمت و حفاظت آثار و ابنیه در شناساندن تاریخ و فرهنگ کشور در سطح ملی و بین‌المللی به چاپ رسانده و منتشر کرده‌اند پژوهشگران هیچ
اگر می‌خواستیم فهرستی از محوطه‌های مورد تجاوز قرار گرفته و وسعت بناهای تخریب شده و آثار و میراث به غارت رفته ارایه بدهیم دچارسرگیجه می‌شدیم.
مرکز و نهاد دیگری بتوانند با آن‌ها برابری کنند. یک بار دیگر تکرار و تاکید می‌کنم آن‌چه اتقاق افتاده به صلاح و مصلحت و منفعت و منزلت کشور نیست. سال 41، یک مجتهد و مرجع تقلید و سرباز دلیر سنگر دیانت و معنویت و امام انقلاب سال 57 وقتی احساس کرد در مجلس استبداد شاهانه حیثیت و عزت و اقتدار ملتش مورد تجاورقرار گرفته و به تاراج می‌رود در سکوت سیاه آن روزگار تلخ، دلیرانه اعلام خطر کرد و به عواقب زیانبار و ظالمانه تصویب لایحه "کاپیتولاسیون" هشدار داد. آن‌چه در میراث فرهنگی طی ماه‌های اخیر اتفاق افتاده از این نیز خسارت‌بار و ویرانگرتر است. پیشنهاد شما برای عبور از آن‌چه اتفاق افتاده چیست؟
پاسخ صریح و روشن است. بازگشت همه مراکز متفرق شده سازمان و سنگربانان و سربازانش به سنگرهای پیشین خود. کوتاه کردن دست برخی نهاد‌های رسمی مست از باده قدرت، از تخریب و تاراج مواریث فرهنگی کشور. با توجه به موقعیت ممتاز فرهنگی ایران در منطقه و تاریخ جهانی ارتقاء سازمان به یک وزارت قوی و قدرتمند با مدیریت‌های متخصص و با تجربه و صدیق و کاردان و آگاه و فرهنگ‌دوست و فرهنگ‌شناس و فرهنگی نیز از جمله پیشنهادهای همه علاقمندان به عزت و اقتدار مدنی و معنوی کشور است. ساختمان مسعودیه یک اثر تاریخی است در یک میدان تاریخی، به مزایده نهادن و به اجاره سپردن این بنا و یادمان با آن همه سابقه تاریخی و فرهنگی و اهمیت ممتاز آن در فرایند بنیادپذیری نخستین موزه وتشکیلات سازمان در پایتخت هم جفای به تاریخ و فرهنگ کشور است هم آن که شکل دیگری از تجاوز و تاراج میراث یک ملت را به‌طور رسمی و علنی و توهین‌آمیز بیان می‌کند که باید هرچه سریع‌تر متوقف شود. این عمارت عمارت دوران قجری و تهران ناصری آینه گذار از سنت و سبک معماری سنتی به "مدرن" است. نقش و سهم تاریخی آن در رخداد‌های آن دوران حائز اهمیت بسیار است. مهم‌ترآن که این عمارت در جوار میدانی واقع شده است که با یک طراحی و برنامه‌ریزی هوشمندانه می‌توان آن مجموعه و میدان را تا سطح یکی از زیبا و جذاب‌ترین میدان‌های تاریخی پایتخت‌های جهان ارتقاء داد.